عبدالله مستوفى

36

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

به عمل آمده عقيم ماند . اين « مأمور جدى » ، « اين خدمتگزار دولت » به « فرس ماژر » مستمسك شده ، حساب نداد و رفت ، و از همينجا معلوم شد كه حساب اين مسيو واقعا با كرام الكاتبين و در عالم اين اول دفعه است ، كه يكنفر صاحبجمع در مقابل مطالبهء حساب « بفرس ماژر » تمسك ميجويد و از ارائهء حساب خود ولو بىسروته و گزاف هم باشد استنكاف مينمايد . ليكن ما ميتوانيم مدلل كنيم كه با اين هفت كرور و سيصد هزار تومان كه اين « خدمتگزار جدى دولت » ، در عرض ششماه خرج ادارهء ارزاق كرده است ، ممكن بود يكسال مردم اين شهر را بنان مهمان كرده ، بتوسط فراش ادارى نان دو رويهء تخمه‌زده براى اهالى فرستاد . حساب آن هم اشكالى ندارد ، زيرا روزى دويست و پنجاه خروار گندم براى نان مردم اين شهر كاملا كافى است . در ماه ، هفت هزار و پانصد خروار حساب كنيم پنج كرور و دويست هزار تومان خواهد شد ، و دو كرور و صد هزار تومان باقيمانده هم براى مصارف دكانهاى نانوائى ، و مواجب فراش مأمور توضيع نان و اعضاء و هيئت مديرهء اين كار و تفاوت كرايهء ده دوازده هزار خروار جنسهاى معمولى از ساوه و عراق و قزوين و دامغان ، و حتى براى قيمت خشخاش و سياه‌دانه ، هر قدر هم زياد باشد كاملا كفايت ميكرد ، و براى كنتراتچى و ساير متصديان هم بىنان و پيازى نبود . اگر شما با خود اين مسيو ، يا آقاى تدين كه در كميسيون مقدماتى امر نان « 1 » از مسيو خيلى حمايت ميكرد ، در قسمت اخير اين حساب ما ترديد داشته باشيد ، ممكن است بتوسط يك اعلان در روزنامه ، از ما توضيح بخواهيد ، ما هم بشما قول ميدهيم در سر هفته بودجهء كامل مسيو پسند اين مصارف را در همان جريده به اطلاع شما برسانيم . حتى همانطور كه از پول فروش ايران بدولت انگليس ، نان يكسال مردم پايتخت ايران را يك لقمه كرده بگلوى ميليتر چپانديد ، اگر ارادهء مبارك تملق گرفته باشد كه از بقاياى آن وجه ، يكسال هم مردم اين شهر را مهمان كرده و براى خود دعاگو ، و براى قرارداد هواخواه ، زياد نمائيد شايد نه ، بلكه يقين بداوطلب كنترات اين كار نظر بصرفه‌اى كه در آنست ، زياد بر بخوريد ، و حتى خرج قهوه‌خانهء حضرت اشرف را هم تقديم بكنند ، ضمنا حاجى محمد حسين بنكدار و حاجى محمد حسين رزاز و آقاى اسلامبول‌چى « 2 » هم بيكار نمانده ، از سروا ميشوند . باور نداريد ! اعلان فرموده ملاحظه فرمائيد !

--> ( 1 ) - در آن دوره هم مثل اين دوره رسم بود در اين كميسيونها كه براى اسكات عامه تعيين ميشوند . هميشه در ضمن ساير اعضاى كميسيون كه رأى آنها دستورى بود يكنفر هم كه دوست و دشمن به بىغرضى او معتقد باشند تعيين ميكردند كه بىطرفى و بىنظرى خود را بر مردم مدلل كنند . در اين كميسيون هم برادرم آقا ميرزا رضا را بعضويت معين كرده بودند . زيرا آنمرحوم بضديت با بلژيكىها معروف بود . برادرم هم در كميسيون تا توانست معايب كار را به نظر ساير اعضاى كميسيون رساند ولى بالاخره آنها رأى دستورى خود را اظهار كرده ، آقا ميرزا رضا را در اقليت گذاشتند . من از گفتهء آنمرحوم است كه هواخواهى شديد بعضى از اعضاى كميسيون را در اينجا متذكر شده‌ام . ( 2 ) - اين سه نفر از بازاريها و كارچاق‌كن وثوق الدوله بودند .